مدح و شهادت حضرت زهرا سلاماللهعلیها
اگرچه «تحتِ کسا» یک حدیث جای تو بود همیشه قـلب رسول خـدا کسای تو بود بهشت بودی و، گلهای سبز و سُرخت نیز بهـارِ عـاطـفـۀ بـاغ دسـتهـای تو بود طـنین نـالۀ مولا که ریخت در دلِ چاه جگر خراشترین بغض در صدای تو بود فدای آن همه زخمی که از نهایت درد همیشه دست علی بهترین عصای تو بود غـریب میروی ای یاس دامن یاسین! کدام خـاطـره جـز درد آشنای تو بود؟ تو در کنار عـلی بودی و، فقط او بود که تا مسافرت خاک، پا به پای تو بود فـقـط نـگـاهِ عـلـی بود در شب تـودیـع که سوگوارترین ابر در عزای تو بود تو ای قتیل مقدّس! قسم به جان رسول که نـقـش آیـنـۀ راز بـا خـدای تـو بـود تو را به جان جگرگوشهات قسم، دریاب! سرِ ارادت ما را، که در هوای تو بود نـشـست دیـدۀ احـساس من به درگاهی که فرشی از عطشِ بوسه زیر پای تو بود |